تبليغاتX
محسن بیدی
بوسه های سکوت بدبختان چه حالت شاعرانه ای داشت٬

تنها آنهايند که ميدانند ريشه های لغزان زندگی روزانه بر چه اقيانوس ساکنی بنا شده

و همانها بودند که به سوی ابديت پرکشيدند و قدمهائی به جانب روشنائی برداشتند

يا آنانی که عاشق دنيا و زيبائيهای آنند و روز را برای زيبايان به شب ميرسانند

و لقمه ای که با شکمهاشان را به سکوت بخوانند.

اما باید بگم سال نو بر بدبختان هم مبارک

+ نوشته شده توسط محسن بیدی در شنبه بیست و هفتم اسفند 1384 و ساعت 19:19 |
سلام من به همه دوستان و اشنایان و کسانی که هنوز با انها اشنا نشدم

من الان در تهران هستم در خانه در پشت رایانه در اینترنت

دلم می خواد یک شعر بزارم تا شاید صفا دوباره بیاد در این وبلاگ

کاش فرو نمیپاشيد آن قصر غرورم

وآن کاخ اميدم با لرزه های خنده اشکبارم فرو نميريخت.

اما اکنون که چنين بهترين است بهترين را بر گزينيم.

من که هر چه دارم از اوست بگذار تنها اميدم نيز همو باشد

قابل توجه خودم

+ نوشته شده توسط محسن بیدی در شنبه بیست و هفتم اسفند 1384 و ساعت 19:14 |
سلام امروز هم گذشت

در این شهر که نصف جهان نام دارد دارد روزگار به خوبی می گذرد

دوستان خوبی دارم در دانشگاه علی تقی زاده / رضا حدادی / سعید فتاحی و جابر داوری اما یکی

هست که   گل البته همه بچه ها  گل هستند اما این یکی کمی فرق دارد اسمش جعفر

دست مزد است دانشجو کشاورزی خیلی اقا است و من امیدوارم همه دوستان در درس و زندگی

موفق باشند تازه یادم رفت جعفر دوستی دارد که با من هم اشنا و رفیق شده که زمانی که در

تهران بوده با من هم مدرسه ای بوده است اسمش شهاب است دانشجو  نجف اباد

این دوستان همه با مرام و با معرفت هستند

+ نوشته شده توسط محسن بیدی در یکشنبه هفتم اسفند 1384 و ساعت 19:36 |
سلام

پدر بزرگ من رفت شب خوبی هم رفت روز شهادت حضرت عباس رفت پیش خدا

من الان اصفهان هستم امدم دانشگاه

دلم گرفته میرم کنار زاینده رود  درد و دل می کنم

یاد ما هم باشید

دوست شما

 

+ نوشته شده توسط محسن بیدی در چهارشنبه سوم اسفند 1384 و ساعت 12:58 |


Powered By
BLOGFA.COM






Powered by WebGozar