تبليغاتX
محسن بیدی
ای جان بهار داره میاد

همه در تلاشند تا خرید شب عید را انجام دهند.

الان مامان سبزه را اماده کرده گندم ها دارند جوانه می زنند بچه

 خواهرم ماهی خریده اورده خونه مادر بزرگ و پدر بزرگش خدایا هزاران

مرتبه شکر .

با داداش مهدی هم که صحبت کردم ای کاش برای عید ایران بود .

از دوستان هم بی خبر نیستم اما سال ۱۳۸۵ داره کم کم بار خودش را

می بنده و سال ۱۳۸۶ داره جاش را میگیره .

راستی از همین حالا سال نو را به همه چه دوستان با وفا و چه ...

تبریک می گم و امید وارم سال خوبی داشته باشند .

 

+ نوشته شده توسط محسن بیدی در پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1385 و ساعت 16:58 |
 گريه کنم يا نکنم واسه تو فرقي نداره* آخه نبودن منم با بودنم فرق نداره* من مي دونم وقتي برم دلم واسه تو تنگ ميشه* اما ديگه چاره اي نيست گفتي برو تا هميشه* حالا ديگه وقت اونه که من برم عزيز دل* يادت باشه دلم نخواست تو خواستي که بسوزه

 

خیلی سخته که عزیزترین کست ازت بخواد فراموشش کنی خیلی سخته که سالگرد آشنایی عشقت رو بدون ححضور خودش جشن بگیری خیلی سخته روز تولدت را همه بهت تبریک بگند جز اونی که فکر میکنی به خاطرش زنده ای خیلی سخته که غرورت رو به خاطر یه نفر بشکنی بعد بفهمی دوست نداره خیلی سخته که همه چیز رو به خاطر یه نفر از دست بدی اما اون بگه دیگه نمی خواد

+ نوشته شده توسط محسن بیدی در پنجشنبه هفدهم اسفند 1385 و ساعت 23:38 |
سلام خدا خواست که من هم بتوانم به مشهد بروم

امام رضا (ع) من را طلبید و من برای موفقیت تمام دوستام دعا کردم .

جای همه شما دوستان خالی بود.

خوب حالا دو تا  مطلب هست که یکی از دوستان به من ارسال کرده به نظر من جالب بود.

آيا ميدانيد كه: كوكا كولا در اصل سبز رنگ است!! عمومي ترين نام جهان محمد است!! اسم قاره ها با همان حرفي كه آغاز ميشود پايان ميابد!! شما نميتوانيد با حبس نفستان خود كشي كنيد!! محال است آرنج دستتان را بليسيد!! وقتي عطسه ميكنيد مردم به شما عافيت باش ميگويند چون قلب شما به مدت يك ميليونيم ثانيه ميايستد!! خوك‌ها به دليل فيزيك بدني قادر به ديدن آسمان نيستند!! فندك قبل از كبريت اختراع شد .

دقت كردي همه چيزهاي خوب خانوم اند:خورشيد خانوم,مهتاب خانوم,پروانه خانوم.اما همهچيزهاي بد آقا هستند:اقا دزده,اقا گرگه,اقا سگه

+ نوشته شده توسط محسن بیدی در یکشنبه ششم اسفند 1385 و ساعت 12:53 |
   

                     

                    السلام علیک یا علی بن موسی الرضا

آقا جون! دلم براتون تنگ شده،برای ضریحتون؛برای گنبد طلاتون،برای صحن و سراتون،برای کبوتراتون،برای زوارتون،برای نقاره خونه تون.

یا غریب الغربا!درست که بعد از ۱۸ سال به من توفیق دادید تا بیام پابوستون.

قربون گنـــــــــبد زردت

قربون کبـــــــــتوتراتون

چی شده که راه ندادید

منو جــــــــــزء زایراتون

یا معین الضعفا! تمام آرزوم اینه که یه بار بیایید توی خوابم و برام گندم بریزید. و من هنوزم که هنوزه در حسرت دیدن شما شب ها به خواب میرم اما...

یا ضامن آهو! ضامن ما هم شو.

انشا الله قسمت شما هم بشه.

          

 

+ نوشته شده توسط محسن بیدی در چهارشنبه دوم اسفند 1385 و ساعت 13:46 |


Powered By
BLOGFA.COM






Powered by WebGozar