الان که دارم می نویسم یاد گذشته می کنم و به خودم میگم ایا باز می توانم همان محسن بیدی
که از سال ۸۱ وارد عرصه خبر شد بشوم .
دوستانم دارن تلاش می کنند که به من بگن دوباره استارت بزن و خودم هم دوست دارم اما نه آغاز صفر
را، اخه یک زمانی ای بابا باز برگشتم به گذشته ، هفته گذشته یکی از استاد ها به من گفت چرا امدی
در این رشته داری با کی لجبازی می کنی تو جای دیگری نیاز بودی و حالا این جا با یک محیط نا اشنا
اما به این استاد عزیز گفتم این لجبازی نیست دارم تلاش می کنم خودم را دوباره امتحان کنم و حالا
می خواهم از دنیای مجازی کمک بگبرم تا دنیای کنونی برایم قابل درک تر باشد .
این روز ها دارم یک مطلب می نویسم که بدم به یکی از رسانه ها کمی نقد از جامعه کنونی است
نگاهی به تجارت ایرانیان که ایا علمی صورت می گیرد یا نه تا حالا با ۴مقام مسئول که خدا را شکر من
را می شناسند مصاحبه کردم و تنها یک مسئول دیگر مانده اما باز یاد مصاحبه سال ۸۴ با وزیر ...
می افتم که می گفت تو خسته نمیشی از گیر دادن به بازار .


