اول قبل از آوردن هر گونه کلامی باید بگم منظور فقط شخص خودم هستم و به هیچ یک از خبرنگاران قصدتو هین ندارم.
مفهوم روزنامه انگاری به معنای این است که ما هر جریانی را که در طی آن چند سطر خبر و گزارش و مقاله منتشر شود روزنامه نگاری بدانیم، بدون آنکه در این مسیر و جریان شاخص ها و مولفه های مورد نیاز روزنامه نگاری و خبرشناسی طرح شود.
متاسفانه روزنامه نگاری از جمله شغلهایی است که ممکن است خیلی زود انسان را دچار خود شیفتگی کند حال اگر کسی نتواند خود را به این فن مسلط کند و خارج از ضابطه و اصول این مسیر را بپیماید چه بسا بسیار زود دچار آن شود.
یکی از دلایل اصلی رسیدن به این مرحله انتقاد نکردن از خود است . ما روزنامه نگاران به نوعی پناهگاه و مأمن درد دل ها ، مرافعات ، جنجال های اقتصادی و انتقاد از همه هستیم ولی خود کمتر مجال و فرصتی می یابیم که از خود بگوییم و البته نقدی از خود صورت دهیم.
اجازه بدهید مفهوم دیگری را که چندی است فکر و ذهنم را مشغول کرده است، توضیح دهیم. بی شک تاکنون واژه "خبربیاری" را شنیده اید. "خبربیار" مفهومی است که امروز بسیاری از مطبوعات ما از او به عنوان عنصر اصلی تحریریه های خود استفاده می کنند.
"خبربیار" را با توجه به ویژگی هایی که بر می شمارم باید عنصر و نیروی روابط عمومی ها و سازمانها و وزارتخانه ها در مطبوعات بدانیم . متاسفانه جریان اطلاع رسانی و کسب خبر از منابع رسمی و دولتی در حال حاضر بیش از حد از بالا به پایین شده و پوشش های خبری مطبوعات از رخدادها تا حد زیادی از زبان مسوولان و البته آنچه آنها می خواهند است.
در واقع دستیابی به منابع اطلاعات به دلیل ضعف خبرنگاران و تبدیل آنها به "خبربیار" وجو مدیران نا آشنا و غیر متعهد به کار روزنامه نگاری در مدیریت بخش های مختلف از جمله مطبوعات و البته ایجاد فضای ناامیدی و اطمینان نداشتن به آینده شغلی ، محدود شده است.
متاسفانه باید در مورد این نظریه پرطرفدار کلاسیک روزنامه نگاری که خبرنگار باید حضور مداومدرحوزه های خبری داشته باشد کمی تامل کرد.

+ نوشته شده توسط محسن بیدی در یکشنبه هشتم دی 1387 و ساعت
15:58 |