تبليغاتX
محسن بیدی

سلام به همه دوستان و کسانی که همین طوری میان به این دست نوشته های من نگاهی می اندازند

روز چهارشنبه همین طوری ها  قلبم درد گرفت  همین طوری هم رفتم دکتر گفت نوار که چیزی نشون

نمی ده خلاصه یک امپول دیازپام زد تا من کمی بخوابم دید من خوابم نبرد هیچ آن مقدار خستگی که

در من نهفته بود از بین رفت خلاصه امد باز قرص زیر زبانی داد تا گفت اوضاع خوبه و من مرخصم اما یکم

 من گیر دادم که برم اکو اخه در گوشی میگن که نوار چیزی نشون نمی ده اره !

خلاصه رفتیم دکتر با ابزار خاص خودش تا دندان مجهز امد بالا سرم البته خیلی هم منتظر نماندم !

خلاصه عملیات آغاز شد و من را شدیدا معاینه کرد آخر هم گفت چیزیت نیست پاشو برو اما فکر کنم

قلبت کمی تا قسمتی ابری در دریچه نیاز به روغن کاری داره .

خلاصه بگذریم دعا کنید برای من حقیر شدید نیاز دارم .

خوب حالا کمی باز هم انتقاد :

سفرنامه مطبوعاتی يا گزارش از سفر همچون ديگر مقوله های تحريری روزنامه نگاری ويژگی ايجاز و

کوتاهی را بايد دارا باشد ، هر چند که گزارش از سفر در مطبوعات تا چند شماره به چاپ ميرسد ولی

 نگرش گزارشگر مطبوعاتی ، يک نگرش خبری در سفر است  .

گزارش از سفر هر چند که شرح سفر است و گزارش ديدنيها ، شنيدنيها و نکات برجسته و گاه عجيب و

 شرح اوضاع سياسی ، اقتصادی و اجتماعی و همچنين آداب مردم است در واقع ترکيبی از گزارشهای

خبری و گزارش از مکان است که با توصيف و تشريح شکل ميگيرد . مشاهدات عينی ، بررسی تاريخ

 گذشته ، بررسی اجتماعی و اقتصادی و پيگيری موضوع يا موضوعهای خبری از اجزا‌ء گزارش از سفر

است . با اين مزيت که مصاحبه با اشخاص به عنوان يکی از ارکان انتقال تجربيات ، نظرها و خبرها در

گزارش از سفر همواره مورد استفاده قرار ميگيرد .

اما برخی معضلات از جمله بی توجهی مسوولان امر به بازدید های خبرنگاران / بی احترامی های مدرن

ازسوی آنان و برخی دیگر از موارد نکات ذکر شده در قسمت بالا را بکلی محو می کند و باعث می شود

که همکاران ما آن گونه که باید اخبار سفر را انعکاس ندهند .

حرمت خبرنگاران در چند سال اخیر به شدت از میان رفته است و از نظر من متهم اصلی خود ما هستیم

اما نه همه زیرا برخی در قالب خبرنگار به این سفر ها می آیند و با در خواست آگهی برای رسانه های

خود نام خبرنگار را با آگهی بگیران رسانه ها از میان بر می داند که این برای جامعه امروزی خبرنگران

کننده است .

آگهی بگیرانی که در دنیای کنونی خبر در حال فعالیت هستند فقط جامعه خبری را آلوده کرده اند که باید

 این قبیل افراد از دنیای خبر خارج شوند مگر نه دیگر خبرنگاری باقی نخواهد ماند.

 

 

 

+ نوشته شده توسط محسن بیدی در سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387 و ساعت 12:7 |
آدم‌بزرگ‌ها عجیب‌اند. عجیب‌تر از آنها رابطه‌هایشان است. گاهی آنقدر مبهم و پیچیده می‌شود که خودشان هم سر از کار دوستی‌هایشان در نمی‌آورند. عادت ندارند شفاف باشند. فایل‌های باز شده و معطل‌مانده در رابطه‌هایشان بسیار دارند.

یک دفترچه‌ی کوچک دارند که اشتباه دوستانشان را در آن می‌نویسند تا به موقع تلافی کنند. در اولین فرصت برای رسیدن به آنچه دوست دارند از عشق صحبت می‌کنند. عشق ترجیع‌بند کلامشان است.

ابهت این کلمه را و فاصله را تا جایی که بشود آن را به زبان آورد درک نمی‌کنند. آدم‌بزرگ‌ها عجیب‌اند. به جای لذت بردن از دوستی‌هایشان، آنها را درجه‌بندی می‌کنند.

            

بعضی از آدم‌بزرگ‌ها کوچکترین و بی‌مقدارترین پالس‌های مثبت تو را و کوتاه‌ترین جمله‌ات را در ستایش دوستی‌تان، از ته دل درک می‌کنند و با آن به اوج می‌رسند. بعضی دیگر بلندترین عاشقانه‌ها و زیباترین جمله‌هایت را هم بی‌پاسخ می‌گذارند.

احساس می‌کنی با یک دیوار آجری صحبت می‌کنی. گاهی آنقدر برایشان بی‌اهمیت است که لبخندی بی‌معنی تحویلت می‌دهند و اینجاست که با تمام وجود درک می‌کنی، به شعورت و قلبت کسی دارد توهین می‌کند.

بعضی از آدم‌‌بزرگ‌ها در دلشان فقط یک جعبه‌ی صد واحدی دوستی دارند که بنا به رتبه‌بندی ذهنی خودشان بین دوستانشان تقسیم می‌کنند. هرچه صمیمی‌تر باشد واحد‌های بیشتر را به او اختصاص می‌دهند.

بعضی دیگر چندین جعبه‌ی صد واحدی دارند که به همه‌ی دوستانشان همه‌ی صد واحد را هدیه می‌دهند و به عهده‌ی او می‌گذارند که چقدر از ظرفیت جعبه را استفاده کند.

كاشكي دنيا كودكي را بيشتر حس مي كرديم و آدم بزرگ ها كوچك مي ماندند.

 

+ نوشته شده توسط محسن بیدی در چهارشنبه شانزدهم بهمن 1387 و ساعت 17:16 |

اصولا ورود به حرفه خبرنگاری یعنی استقبال از خطر، خطری که در بسیاری موارد به دلیل شرایط خاص این حرفه تبعات جبران ناپذیر عصبی، اجتماعی و حتی اقتصادی و امنیتی در بر دارد و هيچ گاه در دنياي حرفه اي خبر از دزدي خبر از روي سايت ها بدون اعلام منبع خبر خبري نبوده است .

در گذشته نچندان دور بار ها و بار ها شاهد اين بوده ايم كه برخي از رسانه هاي زرد براي اينكه در هزينه هاي خود صرفه جويي كنند خبر را از روي سايت هاي خبري كه عموما از خبرنگاران مطرحي بهره مي گيرند برداشته و آن را با نام گروه مرتبط با خود در صحفه قرار مي داند اما نكته اينجاست كه در شرايط كنوني برخي از سايت هاي خبري كه خود را مدعي توليد خبر مي دانند اقدام به دزدي خبر مي كنند .

حرفه خبرنگاري امروزه در سراشيبي سقوط قرار گرفته است و البته اين در بخش اقتصادي كشور به نقطه اوج خود رسيده است شخصي كه نتواند يك مصاحبه آن هم با مسوول رده سوم كشور تهيه كند آيا خبرنگار است اما به راستي نام ان فرد را بايد چه گذاشت ؟

خبرنگاری یک هنر است و از آن مهم تر هنر اداره دغدغه ها. خبرنگار در کنار همه دغدغه ای خویشتن دری را هم به روی دغدغه های دیگران می گشاید واین همه با انگشت تدبیر او راه به جایی می برد.


                     

اعتبار منبع, روايي خبر

اعتبار منبع, مفهومي بنيادي در ارتباطات است كه شايد بتوان قدمت آن را با عمر ارتباط برابر دانست. معتبر بودن منبع در واقع پيش شرط لازم براي برقراري يك ارتباط كامل بين فرستنده پيام و مخاطب آن است. اعتبار منبع را مي توان نقطه تلاقي مفاهيم ارتباطي نيز تلقي كرد. زيرا بسياري از اين مفاهيم نظير گزينش گري اخبار, عينيت, هماهنگي و ناهمانگي شناختي, مسؤوليت اجتماعي, ارزشهاي خبري و .... بدون اين پيش فرض كه منبعي معتبر در روند اعتبار وجود داشته يا دارد معناي وجودي خود را از دست مي دهند.( اديب هاشمي, 1372) قرآن كريم پيامدهاي اعتماد به منبع خبر غير مطمئن را بسيار وخيم مي داند و مي فرمايد: ”يا ايهاالذين آمنوا ان جاءكم فاسق بنبا فتبينوا ان تصيبوا قوماً بجهاله فتصبحوا علي ما فعلتم نادمين“(حجرات, 6) اي كساني كه ايمان آورده ايد در مورد خبري كه فاسقي براي شما آورده تحقيق كنيد مبادا كه بر اساس اعتماد به آن خبر به دسته اي از مردم آسيب وارد آوريد و سپس از اين كرده خود پشيمان شويد. از آنجا كه هدف از انتشار يك خبر ايجاد آگاهي نوين در مخاطب است اخلاق اقتضا دارد كه پيش از اطمينان از اعتبار منبع خبر از نشر آن خودداري شود. انتشار يك خبر غير موثق كه با واقعيت مطابقت ندارد به انحراف افكار انبوهي از مخاطبان مي انجامد و گاه ضايعات جبران ناپذيري را به دنبال دارد.امام علي عليه السلام در وصيت نامه خويش به فرزندش امام حسن عليه السلام او را به پرهيز از ذكر اموري كه به درستي آن واقف نيست فرا مي خواند:”و لا تقل ما لا تعلم و ان قلّ ما تعلم“(نهج البلاغه, نامه 31) و مگو آنچه را نداني هر چند اندك بود آنچه ميداني. حضرت امير المؤمنين عليه السلام در پاره اي فرمايشات خود به صورت آشكارتري بر لزوم وثاقت منبع خبر تاكيد مي ورزد ”لا تخبرن الا عن ثقه فتكون كذّابا“(غررالحكم و دررالكلم,6/ 342) امام علي عليه السلام چنان بر ضرورت نقل خبر از منبع قابل اطمينان تاكيد مي كنند كه در تمثيلي زيبا شنيدن صرف را منشا خبر غير ثقه و باطل و ديدن را منشا خبر ثقه و حق مي دانند : ”اما انه ليس بين الحق والباطل الا اربع اصابع  الباطل ان تقول سمعت والحق ان تقول رايت“(نهج البلاغه, خطبه, 141) بدان كه بين حق و باطل بيش از چهار انگشت فاصله نيست (و آن فاصله بين چشم و گوش است) باطل آن است كه مي گويي شنيده ام و حق آن است كه مي گويي ديده ام. در منطق پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و اخلاق رسانه اي, نقل از منبع غير موثق مساوي با دروغگويي و دوري از مسير صداقت و راستگويي است. ”كفي بالمرء من الكذب ان يحدث بكل ماسمع“(كنز العمال,خ 8209-8208) حضرت علي عليه السلام همچنين خبر دادن به مردم به صرف اعتماد به شنيده ها را موجب كذب و دروغگويي مي دانند و مي فرمايند : ”ولا تحدث الناس بكل ما سمعت فكفي بذلك كذباً“(بحار الانوار, ج 2,ص 160) هر چه را كه شنيدي براي ديگران بازگو مكن, چرا كه همين مقدار براي دروغگو شدن تو كافي است. همچنين از حضرتش نقل است كه : ”اذا حدثتم بحديث فاسندوه الي الذي حدثكم فان كان حقاً فله و ان كان كذباً فعليه“ خبر را از هر كه شنيدي به هنگام بازگفتنش به هم او نسبت ده تا اين كه راست و دروغش از آن خودش باشد. افزون بر رواج اخبار نادرست يكي ديگر از پيامدهاي ناهنجار نقل اخبار غير مؤثق از سوي يك رسانه خبري آن است كه اين عمل بخصوص آن هنگام كه تكرار شود به تدريج به بي اعتباري آن رسانه در اذهان عمومي مي انجامد تا آنجا كه حتي ديگر اخبار مؤثق و معتبر آن نيز مورد قبول واقع نمي گردد. امام علي عليه السلام مي فرمايند: ”لا تقل ما لا تعلم فتتهم باخبارك بما تعلم“(غررالحكم و دررالكلم, 6/34) آنچه را كه از (صحت و درستي) آن آگاه نيستي مگو. و الا در مورد اخباري كه از صحت آنها آگاهي داري نيز به دروغ گويي متهم خواهي شد. در واقع شايد بتوان گفت كه پخش نادرست اخبار اثري معكوس دارد و در نهايت اثر آن به فرستنده باز خواهد گشت. ميزان تاثير ارتباطات و اثرات مثبت يا منفي آنها از مسائلي است كه درباره آن بحث هاي زيادي مطرح بوده است. منبع ارتباط (انتقال دهنده پيام), ويژگيهاي مخاطبان (پيام گيران) و ماهيت پيام (چگونگي انتقال آن) در افزايش تاثير ارتباط موثر هستند پخش نادرست اخبار و مواد اطلاعاتي همچون اثر بومرنگ به فرستنده يا منتقل كننده پيام باز مي گردد و در نهايت هويت رسانه را عوض مي كند. (اديب هاشمي, 1372) انتشار مطالب نادرست يا مطالبي كه با قصد و منظور خاصي تنظيم شده باشد باعث سلب اعتماد مردم از آن وسيله ارتباطي شده آنان را به سوي منابع خبري ديگر هدايت مي كند.( بديعي, 1369) سرانجام به نكته اي بسيار ظريف از امام علي عليه السلام توجه كنيد كه مضمون آن بر ترجيح اصل دقت و عمق بر اصل سرعت خبر تاكيد دارد. ”اعقلوا الخبر اذا سمعتموه عقل رعايه و لا عقل روايه“(نهج البلاغه, ح 94) هنگامي كه خبري را مي شنويد به دقت و تحقيق در آن تعقل كنيد و نه تعقلي كه صرفاً انتقال و روايت آن خبر را دنبال مي كند.

 منبع : سايت خبري دانشگاه امام صادق  

 

 

+ نوشته شده توسط محسن بیدی در چهارشنبه نهم بهمن 1387 و ساعت 12:10 |

اولاً‌ بابت تاخیری كه تو به روز كردن مطالبم داشتم معذرت می خوام.

اگر اندکی به اطرافمان با دقت نگاه کنیم، بی‏درنگ در می‏یابیم همانگونه که بنا به اعلام دانشمندان یخهای قطبی زمین به آرامی آب می‏شوند به مدد فناوری، فاصله میان انسان‏ها نیز آب می‏رود و کوتاه می‏شود.

از آیفون‏های تصویری و دوربین‏های مدار بسته کنترل شهرها تا تلفن‏های تصویری همراه و دوربین‏های پخش مستقیم رسانه‏ها، از تجارت الکترونیک تا آموزش مجازی، از انفجار اطلاعات تا دهکده جهانی، از دهکده جهانی تا دنیای شیشه‏ای و از دنیای شیشه‏ای تا... همه و همه واقعیت‏های تلخ یا شیرین دنیای کنونی و آینده ماست است که به اندازه تعداد نفس‏هایمان حق استفاده از هوای آن را داریم؛ هوایی که مملوّ از امواج است؛ موج‏های نامرئی، ویرانگر یا سازنده!

هزاران فرکانس نامرئی که هر روز نیز هزاران فرکانس جدید بر آن افزوده می‏شود و معلوم نیست با هر نفسی که در ریه‏هایمان فرو می‏رود، چه مقدار از این امواج را می‏بلعیم و آیا واقعاً مائیم که امواج را می‏بلعیم یا امواج‏اند که ما را بلعیده‏اند؟!

راه نفوذ این امواج، چشم و گوش‏اند نه دهان و ریه و معده. گذشته از مضراتی که حضور در فضای آلوده به فرکانس‏ها برای جسم انسان‏ها دارد، این امواج بر فکر و ذهن ما می‏نشینند و سلول‏های خاکستری مغز را نشانه می‏روند؛ فناوری ارتباطات و اطلاعات آرام آرام همه زوایای زندگی بشر را تحت الشعاع قرار می‏دهد و به تازگی، شاهد تسلط بشر بر جهان ماده می‏باشیم؛ تسلطی از نوع رشد یافتگی اندام؛ چشمها دیگر پشت دیوارها را نیز می‏بینند نه دیوار منزل که دیوار مرزها و قاره‏ها و انسان‏ها در هر لحظه می‏توانند هر کجا که باشند، با هم ارتباط چهره به چهره برقرار نمایند. امروز به وسیله رایانه و اینترنت و فردا به یاری اینترنت و موبایل، هر کتابی به هر زبانی در هر کجای دنیا زیردستان شماست. کافی است چند بار بر ماوس خود کلیک کنید تا اینترنت حلقه به گوش در یک چشم به هم زدن هر چه را می‏خواهید در برابر چشمانتان حاضر کند. به نظر می‏رسد دانشمندان گذشته به اشتباه نام دهکده جهانی را برگزیده‏اند؛ شاید بهتر بود می‏گفتند دنیایی به اندازه ماوس پد (Mouse pad) ما!

دنیای آینده چه بخواهیم یا نخواهیم، دنیایی شیشه‏ای است با همین دیوارهای قطور و مسافت‏های دور. هم اکنون به وسیله دوربین‏های آن‏لاین بسیاری از نقاط پر جاذبه دنیا را هر لحظه که اراده کنیم، می‏بینیم و دست کم هفته‏ای یک بار می‏توانیم از هر نقطه این کره خاکی، تصویر ماهواره‏ای جدید داشته باشیم. این تصاویر، به صورت رایگان در پایگاه‏های ویژه ماهواره‏های معروف نصب می‏شوند.

                          

اگر تا دیروز باید سیم کارت داخل گوشی تلفن همراه شما می‏بود تا تماس بگیرید، امروز دیگر بدون سیم کارت هم می‏توانید با گوشی موبایل و فقط به وسیله فشردن دکمه SOS با پلیس صحبت کنید. همین گوشی دقیقا محل استقرار شما را نیز برای کاروَر (اپراتورِ) تلفن همراه نمایش می‏دهد، طول و عرض جغرافیایی و...و اگرچه این امکان هم اکنون عمومی نمی‏باشد؛ اما دیر نیست زمانی که همگانی شود. هرچند به واسطه شبکه و نفوذپذیری دنیای ارتباطات، هم اینک نیز افرادی به طور غیرمجاز به این حیطه‏ها سرک می‏کشند! و تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل و عجب حکایتی دارد این دنیای شیشه‏ای!

 

+ نوشته شده توسط محسن بیدی در سه شنبه یکم بهمن 1387 و ساعت 15:16 |


Powered By
BLOGFA.COM






Powered by WebGozar