سلام اين روزها بيشتر از هميشه احساس تنهايي و غريبي مي كنم
نمي دانم چرا اما حال روز خوش با من سر سازگاري ندارد
تو محل كار ، خونه و ... ان احساس گذشته را ندارم
يگي ميگه برو سفر باز حال رفتن ندارم
از خود بي خود شدم و باز حال خودم را هم ندارم
ورزش و دوست دارم اما ناي ورزش كردن ندارم
با كتاب دوست شدم اما حال خواندن ندارم
خلاصه حال درست و درماني ندارم
يادش بخير دوران دانشگاه تنها به فكرم درسام بودم اما حالا حال درس هم ندارم
رفيقام ميگن حال چي داري ، مي گم حال هيچي را ندارم
بگذرم چرا كه شما هم حال من را نداريد
+ نوشته شده توسط محسن بیدی در جمعه هشتم آبان 1388 و ساعت
16:35 |

