حرف تازه

اين روزها هرجايي ميرم بحث سياسي هست . بابا خسته شديم بسه ديگه . حرف تازه بايد بزنيد. سوار تاكسي ، تو مهماني و در جمع دوستان اما ...، دلم ميخواد داد بزنم سياست لعنت خدا بر تو .

دلم براي دوستانم تنگ شده براي خيلي ها از جمله دوستان صمصمي خودم كه خارج از ايران زندگي مي كنند.

البته همه انان را در فيس بوك مي بينيم . اما ديدن دوستان در نت كجا رويت آنان در دنياي واقعيت .

خلاصه بايد به فكر حرف تازه بود . سياست را بزاريم براي سياسيون . ما بايد براي شادي خودمان قدم برداريم . 

چه خبرا

سلام مدت ها بود که دلی برای نوشتن نداشتم و سعی داشتم با تنها چند بیت شعر از دل خود خبری به دوستانمم بدهم . دوستانی که این روزها تعداشان داره به حد صفر می رسه . اما خدا را شکر که باز هم کسی هست که به عنوان ... باز هم با من همکلام میشود .

این روزها دوستان میگن از مجلس چه خبر و زمانی که من میگم با مجلس و دولت کاری ندارم و فقط تنها می خواهم کار خبری خودم را بکنم آنان شاخ در میارن .

من که توی سیاهی ها از همه رو سیاه ترم چه خبری می تونم داشته باشم . اما امید وارم چرخه اقتصادی کشور دوباره بچرخه . خستگی ها یاین روزها اخیر هم از تن من و دوستان من بیرون بیاید .

این شب ها خیلی برای من مهمه چون می توانم از خداوند طلب بخشش کنم . چرا که میان این کبوتر ها با چه رویی بپرم .

دلم شدید هوای یک سفر کرده که برم کنار دریای جنوب و به خلیج تا ابد فارس نگاه کنم و با هاش درد و دل کنم به یاد قدیما .

نم نم بارون دوران دانشگاه هم از طرف دیگه هوای دلم را عوض کرده .

اما ...

 

دروغ چرا

کاری نکن دوباره مجبور شم
از تو و دوست داشتن تو دور شم

کاری نکن که عهد و پیمونمو
بشکنمو مثل تو مغرور شم
بشکنمو مثل تو مغرور شم



دروغ چرا ، من به تو وابسته ام
کور شم اگه دروغ بگم ، کور شم

بدون عزیزم نمیخوام یه لحظه
تو زندگیت وصله ی ناجور شم
تو زندگیت وصله ی ناجور شم

کاری کن عاشق شم و بخندم
کاری کن از قصه و غم دور شم

قسم به هر چی گفتم و شنیدی
دوست ندارم دوباره مجبور شم
دوست ندارم دوباره مجبور شم