سلام مدت ها بود که دلی برای نوشتن نداشتم و سعی داشتم با تنها چند بیت شعر از دل خود خبری به دوستانمم بدهم . دوستانی که این روزها تعداشان داره به حد صفر می رسه . اما خدا را شکر که باز هم کسی هست که به عنوان ... باز هم با من همکلام میشود .
این روزها دوستان میگن از مجلس چه خبر و زمانی که من میگم با مجلس و دولت کاری ندارم و فقط تنها می خواهم کار خبری خودم را بکنم آنان شاخ در میارن .
من که توی سیاهی ها از همه رو سیاه ترم چه خبری می تونم داشته باشم . اما امید وارم چرخه اقتصادی کشور دوباره بچرخه . خستگی ها یاین روزها اخیر هم از تن من و دوستان من بیرون بیاید .
این شب ها خیلی برای من مهمه چون می توانم از خداوند طلب بخشش کنم . چرا که میان این کبوتر ها با چه رویی بپرم .
دلم شدید هوای یک سفر کرده که برم کنار دریای جنوب و به خلیج تا ابد فارس نگاه کنم و با هاش درد و دل کنم به یاد قدیما .
نم نم بارون دوران دانشگاه هم از طرف دیگه هوای دلم را عوض کرده .
اما ...